تبليغاتX
راز گل سرخ


راز گل سرخ

به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....





















هوالبصیر

سلام دوستان خوبم بازم یک جمعه دیگه وبازم قصه انتظار و قصه غروبهای دلگیر جمعه . توی دوران بارداریم یک روز جمعه که همسرم هم خونه نبود خیلی دلتنگ شده بودم دلم بیتاب بود برای همینم یه چیزایی نوشتم برای اقا امام زمان (عج) دیگه اگه اشکالی داره ببخشید.

دل نوشته ای برای اقا...

کاش روزی برسد تا در قطره های اشکهایم که این روزها بیهوده بر زمین میغلتد شوق دیدار تو را بیابم. کاش وقتی بیاید تا در عطر یاس خانه ی همسایه مان تو را حس کنیم ،کاش روزی برسد تا در طلوع صبح جمعه فریاد  مهربان تو را از اسمان بشنویم که:انا بقیت الله فی ارضه.....

کاش ...کاش... کاش نرگس هایی را که شبهای چهار شنبه به یادت در جمکران میبوییم با دستان مهربانت در گلدانی از نور بکاری . کاش روزی بیاید . دیگر در ندبه ای های صبح جمعه نگوییم "این الطالب بدم امقتول بکربلا"بلکه خوت را زیارت کنیم که به خونخواهی حسین علیه السلام امده ای و دیگر از کجایی ات نپرسیم.

این روزها دل ادم سخت میگیرد وقتی ظلم فراوان میبیند و سکوت انسان نماها را .

کجایی اقا؟!...کجایی؟!...بیا،بیا که دلمان تنگ است برای مهربانی ،برای دستان نوازشگریک فرستاده ی خدایی ،برای نور،برای ظهور...

اقا جان!هر وقت ختم صلواتمان "وعجل فرجهم "میشود واقعا ارزوی تعجیل فرج میکنم .

دلتنگم!برای زهرا سلام الله علیها ،برای بقیع و همه غربتش برای مزار گمشده ی فاطمه (س) مادرت ،برای گریستن روی مزاری که تنها خداوند و تاریخ بر دانستن مانش بر خودشان میبالند.

اگر شما گل نرگسی فاطمه زهرا هم یاس نبی بودند. اصلا اهل بیت پیامبر دسته گلی بودند که خداوند در روز تولد زمین یا شاید پیش از ان به زمین و خاک نشینان زمینی هدیه کرد.

یک دسته گل اسمانی سرشار از نور،وزمینیان هرگز زیبا تر و خوشبوتر از این دسته گل را ندیده و نخواهند دید و خوشا به حال انان که عطر سر مست کننده ی یکی از این گلها را احساس کردهاهند و خوشتر انان که بوی خوش و نسیم رحمت و عطر بهاری شما را درک کنند.

اقا جان چه بگویم که این همه رنج و درد و دلتنگی را نمیتوان بر سینه کاغذ نوشت.

فقط دعا میکنیم"اللهم عجل لولیک افرج"...............امین یا رب العالمین

 

Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 3:15 توسط خانومی| |

هوالعزیز

سلامی به گرمی محبت و صفا

عزیزم از اینکه دیشب بیدار موندی . خونه رو تر و تمیز کردی متشکرم

امیدوارم روز خوبی با ریحانه جون داشته باشی

دوستت دارم علی تو

دیشب خیلی از کارای خونه به خاطر اینکه رفته بودیم خرید مونده بود خداییش از ساعت 7 که اومدیم تا ده دو نفری کار کردیم و بشور و بساب اما خب تموم نشد  بازم ظرفای شام و خونه کثیف و یکسری لباس رنگی که نمیشد با ماشین بشورم ...

image hosting file

اول خواستم بخوابم ولی باز گفتم اگه همسر جون بیدار شه خونه رو اینجوری ببینه روحیش خراب میشه  خلاصه که تا ساعت 2 کارم طول کشید اما عوضش صبح که بیدار شدم با این نامه خوشگل روبرو شدم .

راستش از روزی که عروسی کردیم همسر جون هیچ وقت بدون خداحافظی نرفته و روزایی هم که خواب بودم یاداداشت نوشته حالا روی سنگ اپن یا دستمال کاغذی یا روی گلبرگ گل و.... و این کارش همیشه منو خوشحال میکنه و تمام خستگیهام از تنم بیرون میشه.

میخوام بگم خیلی دوستت دارم عزیز دلم هر چند گاهی بد اخلاقی میکنم اما همیشه تو عزیزترینمی....

خب ،خب حالا از عشقولانه ها بیایم بیرون و وارد کلاس اشپزی شیم .

چند تا از دوستان گفته بودن خورش خلال چیه چجوری درست میشه .هر چند که من خیلی استاد نیستم اما خب تقریبا خورشو خوب از اب درمیارم .

برای خورش خلال :خلال بادام،گوشت خورشی،زرشک سیاه و خب لیمو امانی لازمه خلال نوعای مختلف داره که اون دیگه بستگی به جیب و سلیقه خودتون داره مثل همه خورشا باید گوشت رو با پیاز داغ و رب و نمک بذاریم بپزه البته اگه گوشت رو قبلش بذارین با اب یه جوشی بزنه و کفشو بگیرین خورشتتون خیلی خوشرنگ میشه بعضیا خلال و رو بعد از پختن گوشت اضاه میکنن یا جداگانه میذارن بپزه ولی خب من همشو میریزم تو زودپز و باهم میذارم بپزه اینجوری هم دیگه خلال حالت خامی نداره هم لعاب دار میشه و خوشمزه تر ....بعد از اونم که زرشک سیاه و لیمو رو اضافه میکنیم تقریبا 20 یا 15 دقیقه روی حرارت ملایم میذاریم تا جا بیفته میشه طولانی ترم باشه .

اما در مورد گوشت قیمه شده باید بگم اندازه هاش کوچولوتر از خورشتای دیگه باید باشه و البته مقدارشم خیلی بیشتر مثلا دو برابر گوشتا اندازشون مثلا 3*3باشه خوبه ... مقدار خلال هم بستگی به سلیقه داره میتونید بیشتر بریزید میتونید کمتر ولی خب نباید اونقدر کم باشه که خورش ابکی بشه اگر هم زرشک سیاه در دسترس نبود میتونید از زرشک قرمز استفاده کنید ولی خب زرشک سیاه خیلی ترشه باید مواظب باشین

شمسی خانوم گفته بودی چه مزه ای باید بده والا نمیدونم ولی خب نباید ترش باشه خیلی ....

خانوما خورشت ما حاضره نوش جون...

پ ن:فیشوی عزیز از اینکه همیشه کامنت میذاری خیلی ممنونم ولی متاسفانه وبلاگت برای من فیلتره پس همین جا ازت تشکر میکنم همین طور از بیتا جون مامان کیان و کیارش عزیز

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 13:8 توسط خانومی| |

Image and video hosting by TinyPic

السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی به المهتدون :سلام بر تو ای نور خدا انکه هدایت شوندگاهن بوسیله ی او هدایت می شوند

هر که را می نگری گشته اسیر غم تو          کیست انکس که خریدار تو نیست

من و دل از دل و جان هر دو خریدار توایم       دل ندارد به خدا انکه خریدار تو نیست

یوسف فاطمه از پرده ی غیب به در ای         که مرا طاقت خندیدن اغیار تو نیست

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 21:36 توسط خانومی| |

مثل اینکه دیگه زندگیهامون بازم داره میافته روی غلتک خودش و روزهای سال 86 هم هم عادی میشن .امشب تنهام همسر جون خونه نیست منم حسابی دلم براش تنگ شده با اینکه فقط چند ساعتیه ندیدمش از روزهای عید و بعد از اون گفتم بنویسم .چون تقریبا پر کار بودم .

از چند روزی قبل از سال تحویل رفتیم شهرستان پیش خانوادهامون .عیدیهای خواهر شوهرهام و مادر شوهرمو همراه شیرینی بردیم اونام تشکر کردن..بماند بعدش چه کاری کردن که حسابی دلم شکست یاد اون شبای افتادم که با شوق تمام نشستم و برای عیدیا جعبه کادویی درست کردم اونم برای هر کی یه طرح.نه اصلا میگم تا رو دلم قلمبه نشه .بعد از اینکه کادوهاشونو باز کردن البته نقدی بود چون قبلا اولین سال براشون کادو گرفتم و هر کدوم یه جورایی از بین بردنش یا رفتن عوض کردن .عمه جان اومد نشست و کادوهای بقیه رو هم باز کرد و گفت همشو بدین من اخه منم خرج دارم باید عیدی بدم ......خیلی ناراحت شدم که طوری رفتار کردن که یعنی اره اگه تو اینا رو دادی ما هم باید به بقیه بدیم...حالا بیخیال اصلا.

مامانم اینا که خدا رو شکر امسال تونستن برن مسافرت اول جنوب و مناطق جنگی بعدم بوشهر و شیراز و اصفهان . چند شبی هم که اونجا بودیم شبا میرفیتم خونه مامانم میخوابیدیم روز دوم فرودین که خواهرشوهرم که اینجان خواهرشو که خونشون تهرانه با خودشون اوردن کرمانشاه همراه دو تا دیگه روز بعدم منو عمه اومدیم نهارو خونه خواهر شوهرم بودیم من و همسری زود برگشتیم شامو گذاشتم.دو روزخونمون بودن بعدم رفتن .روز 9 بود که داییم تماس گرفت و گفت که همراه خانواده خالم میان خونمون خیلی خوشحال شدم چون خاله همدانن و هر وقت هم تعطیلاتی بوده ما نبودیم که بیان خونمون خلاصه فکر کردم اگه خورش خلال بذارم خوب باشه چون یه جورایی حفظ اصالته کرمانشاهیه دیگه اونام خیلی خوششون اومد و چون چند وقتی نخورده بودن کلی به به و چه چه گفتن...خاله جان از سوپ و ماستای چکیده تزیین شده و سس مایونزی که که کار خودم بود و روی سفره بود خیلی تعجب کرد و میگفت من در مقابل تو احساسس ناشیگری میکنم .البته لطف دارن چون خودشون اخر هنرن واسه دخمری هم یه سارافون لی خوشگل دوخته بودن ..بعد از ظهرش که رفتیم طاق بستان ولی چون سرد بود به خاطر بچه ها برگشتیم شام هم با موافقت جمع ماکارونی گذاشتم چون سریعترین چیزی بود که حاضر میشد.

روز بعدم که چون همسر جونم مرخصی داشت گفتم با خونه عمو جان تماس بگیر بگو خونه ایم بیایین (چون قبلا گفته بودیم اطلاع میدیم )سر قولمونم هستیم و آبگوشت میذاریم اخه عمو وقتی رفتیم خونشون میگفت تو عیدی ادم اینقدر برنج میخوره که دیگه دل زده میشه منم گفتم بیایین خونمون من ابگوشت میذارم براتون وایییییییییییییجاتون خالی ابگوشت با دوغ و سبزی و نون سنگگ خیلی چسبید همه خوششون اومد و خیلیم خوردن طفلیا از بس برنج خوردن این غذا از نظرشون معرکه بود.

خلاصه دیگه روز 12 چون مامان اینا برگشته بودن بازم رفتیم دیار خودمون و بلهههههههه کلی سوغاتی نصیبمون شد .من و علی که از خوراکیا بیشتر از حلوا مسقطی شیراز خوشمون اومد.

ولی این زهرا جونم که شیرازیه لو نمیده چه سوغاتای محشری داره نکنه ما یه وقت بخواییم

خلاصه که از وقتی برگشتیم تا امروزم همش مهمون داریم اما یه شب همسر جون دعوتمون کرد رستوران که حسابی خستگی از تنم در اومد .

حالا هر چند خانواده محترم شوهر بعد از دین اون همه سوغاتی یه تشکر خشک و خالی از مامانم نکردن اما هر کی روتختی جدیدمو دیده خوشش اومده.منم بیخیال همه نیش و کنایه ها با نهاین خوشبرخوردی بازم امروز میزبان عمه و شوهر عمه بودم .

ان شاالله که عید همه عید ارومی بوده باشه و سال پیش رو سال ارومتر.

پ ن:چرا وبلاگ زهرا مامان یاسین و دانیال وب ثمین جون وب لولی عزیز و خیلیای دیگه فیلترن حسابی بابت این موضوع قاط زدم

پ ن۲:نصیبه جونم تولدت مبارک عزیزم ۱۲۰ ساله شی این ۷ تا گلبا ۷۷۷ بار ارزوی خوشبختی تو در کنار همسر مهربونت

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 0:45 توسط خانومی| |

هواللطیف

سلام،سلامی به قشنگی این روزهای خوب سال نو مبارک امیدوارم امسال سالی باشه پر از موفقیت شادی سلامتی و صحت و همه به ارزوهای قشنگششون برسن امیدوارم امسال بیشتر برای شناخت خودمون تلاش کنیم چرا که شناخت خودمون و درک بهتر از زندگیمون یعنی شناخت بیشتر خداوند و شکر گزاری از نعمتهای بیشمارش .

پن:وبلاگ بعضی دوستانی که به من همیشه لطف دارن فیلتر شده باز نمیشه از همین جا به همه یه تبریک سفارشی میگم

Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:37 توسط خانومی| |


Design By : Night Skin