تبليغاتX
Daisypath Anniversary tickers راز گل سرخ


راز گل سرخ

به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....





















از طرف چند تا از دوستان به این بازی دعوت شدم پس نمی شه دعتشونو رد کنم

قوانین بازی از این قرارند:

1- عبارت شش‌کلمه‌ای را در وبلاگ خود پست کنید (در صورت لزوم توضیح هم اضافه کنید)

2- به کسی که شما را دعوت کرده است، در این پست لینک بدهید

3- پنج وبلاگ دیگر را با لینک به بازی دعوت کنید.

4- به وبلاگ‌های دعوت‌شده اطلاع دهید و برای آنها دعوت‌نامه‌ای بفرستید.

و اما شش کلمه ای من:

نگاه

باغچه

از

شعر

تو

زیباست.....

منم هر کدوم از دوستانی که دعوت نشدنو دعوت میکنم ....دعوت نامم همین جا ست ...

اگر خدا بخواد و امام رضا بطلبه کارای سفرمون داره درست میشه البته ممکنه اول بریم تهران  چند روزی و بعدم با قطار بریم مشهد .

مسافرت با قطار حتما جذابه ....

 برامون دعا کنید...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:6 توسط خانومی| |

پی نوشت دارد:

سلام ... این روزا حسابی مشغول برو بیای دندون پزشکیم اما گفتم چند تا عکس ازشیرینیام بذارم براتون بدونید همچینم تحفه نیستن

 Image Hosting ای بابا انگار اپلود نمیشن بیخیال فعلا .. چون  جای بخیه دندونام امونمو بریده .... برای همتون ارزوی سلامت دارم ..

 زهرا جون تو اولین فرصت توی بازی شرکت میکنم

بعدا اضافه شد: میگم عجب سخته دوری از این دنیا .. چند روزه هزار تا کار ریخته رو سرم به قول همسر جان مشغول دوا درمون کلی هستیم امروزم شاید برم متخصص پوست ... دخترم سر ما خورده ... همسر جونم معدش ناراحت بود  از زیره ای که حدیثه جونم برام فرستاده بود براش دم کردم حالا میگه خیلی بهتره ..... ۳ شنبه بازم باید برم دندون پزشکی دخترک تنبل خانومو دارم از پوشک میگیرم وباز به قول همسر جون منتظر شکارم هر لحظهههههههههههههههههههه

اهان یه وامی قرار بود بگیرم که کارای اونم با همسر جون درست کردیم و همسر جون ضامن شدن

دیگه دیگه این کارا برای اینه که شاید اگه خدا بخواد تو ماه اینده یه سفر بریم مشهد و خب سلامت حرف اولو میزنه دیگه ....

 وایییییییییییییییییییییی من یه چیز مهم دیگم یادم رفته بگم امسال خوشگلترین عیدیمو از همسر جونم گرفتم یه گوشی ن و ک ی ا ۵۳۱۰ ... خیلی دوسش دارم و کاراییشم خوبه .... ممنونم عزیز دلم

برای نهارم که خورش خ ل ا ل گذاشتم .... فعلا هم یه چشمم به اینجاست یکیم به دخترم که نکنه خرابکاری کنه اخ اخ دندونم ... باور کنید اونقدر دندون درد داشتم که توی عید نتونستم شیرینی بخورم

آخیشششششششششششششششششچقده حرف داشتما یه کم سبک شدم

فعلاخدانگهدار

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:6 توسط خانومی| |

سلام ..میبخشید که اینقدر باعث نگرانی شدم .. من بازم این چند روزه مهمون داشتم و این روزام باید برم دندونپزشکی ... فکر کنم دندون سالم ندارم دیگه ..الانم یک طرف صورتم  بیحسه و سر درد دارم ... حتما بازم میام و مینویسم و به همتون سرمیزنم داشتم به همسر جون میگفتم دلم برای وبلاگا و دوستام تنگ شده حالا لطف کردصفحه رو برام باز کرد .... ... وبلاگ دخترم اپه ... اما اینجا رو هم باید یه سر و سامونی بدماینجا وبلاگ عزیز دلم ...
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 14:24 توسط خانومی| |

سلام ....

سال نو همگی مبارک .... ببخشید من هفته اول که نبودم ..بعدم از روزی که برگشتیم مهمون داشتم و فرصت نداشتم ....الانم باز داریم میریم شهرستان برای سیزده بدر .... سر فرصت میام و بازم وراجی میکنم و سرتونو درد میارم ...

اینم یه عکس از هفت سین کوچولویی که درست کردم ....

Image and video hosting by TinyPic البته سبز و ماهیش توی شهرستان ازبین رفتن

پ ن: برای سحر عزیز(زمزمه های دلتنگی) .... وبلاگتو باز کردم تا مامان شدنو بهت تبریک بگم ... اما در نهایت نا باوری دیدم کوچولوی قشنگتو و گذاشتی و رفتی ...مامان سحر !

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 12:48 توسط خانومی| |


Design By : Night Skin