راز گل سرخ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....
اینایی که اون پایینه رو روز ۲۹ نوشتم و البته ثبت هم شده اما نمیدونم چرا نمایش داده نشده .... پس حالا بخونید تا فردا که پست جدید تر میذارم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام سلام سلام دوستای خوب و مهربونم ..... با یک دنیا شرمندگی از این همه لطفتون و ممنون بابت تبریکاتون ... حدیثه مهربونم امروز اولین کسی بودی که اس ام اس زدی و تولدمو تبریک گفتی .... یک دنیا ممنون حرف برای گفتن زیاد دارم خیلی زیاد .... اما خب چون امروز علاوه بر تولدم سالگرد عقدمونم هست میخوام یه بار دیگه بگم: علی عزیز و مهربونم ..... بی تو و بی عطر وجودت و بدون حضورت هرگز تولد من اینقدر خوشرنگ نبود ... هرگز تصور نمیکردم که روزی جشن تولدم جشن یکی شدن با پسر عمه ای باشه که از بچگیم دوسش داشتم دوستت دارم همراه خوب من ! دوستت دارم دوست خوب من .... دوستت دارم همراه لحظه های تنهاییم .... دوستت دارم مهربونترین مرد دنیا! به وجودت و به حضورت توی زندگیم افتخار میکنم ... دوستت دارم ۷۷۷ تا اینم تقدیم به مامان خوبم ..عمه مهربونم(مادر شوهرم) و همه مادرایی که محبت فقط با اونا معنی پیدا کرد! ای بهترین تجلی زیبایی بانوی مربان اهورایی با تو نگاه پنجره هاآبی است تو مهربانی به وسعت دریایی وقتی اسیر غربت پاییزم با صد بهار پنجره میایی آغوش تو نهایت خوشبختی است در لحظه های وحشتو تنهایی مثل فرشته ای که زمینی نیست با این همه لطافت و زیبایی حتی در این هزاره ی پر نیرنگ در قرن خون و آتش و رسوایی در این حقیقتی که پر از مرگ است تو روح جاودانه رویایی میخوانمت به نام گل و باران " مــــــــــــــــــــــــــــادر" تو روح سبز غزلهایی تولد حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها )و روز زن و مادر به همه مادران و همسران مبارک.... فردا به امید خدا میریم شهرستان هنوز کادو نخریدم برای مادرا فکر کنم اونجا بخرم.... وقتی برگشتم در اولین فرصت به همه سر میزنم
میبینید تو رو خدا اصلا به من نیومده پست طولانی بنویسم .. هر چی نوشتم بودم پرید ... از عروسی سه شنبه و چهار شنبه که اصلا خوش نگذش و مجبور بودم همش چادر بپوشمو از گرما خفه شدم ... تاااااااااااااا کادویی که به همسر جان دادم که یه پیرهن بود و کلی هم خوشش اومد و میپوشدش ....
و از اینکه ششمین سالگرد ازدواجمون نزدیکه و اینکه چقدرررررررررررررررررر زود گذشت این سالها و روزهاش .. اینکه دلم میخواد یه برنامه خوب بریزم برای ایونروز که حتما به یاد موندنی باشه ...
اینا رو مفصل نوشته بومدماااااااااا! همش پرید ....
اما اصل ماجرا اینه که من میخوام برای 24 مرداد موها مو رنگ کنم اما اصلا نمیدونم چجوریا .... تو وبلاگ سایه جون خوندم که یه رنگ باکلاس گذاشته و راضی بوده اما ظاهرا گرون تموم شده هر چند من هنوزم ار ا ی ش گ ا هی که برای عروسیم رفتم و شهرستانه میرم و هزینش خیلی کمتر و مناسبت تر از اینجاست و اتفاقا همیشه هم کارش خوب بوده .. پس سایه جان از اونجایی که نشد کامنت بذارم همین جا در باره رنگ موهات بگو!
از همسر جان که پرسیدم چند تا تار موهامو نشونم داد و گفت اینجوری قشنگه ( میگه من که نمیدونم اینا چین اخه) منظورش موهای مش شدم بود .. با این تفاسیر چه رنگ و مشی خوبه
2-اگر میخوایی در باره ماه رجب بیشتر بدونید و دعای روزانشم بخونید به اینجا مراجعه کنید :http://ali777zahra.blogfa.com/همسر جان مطالب خوبی گذاشته توی وبلاگش
3-اینروزا یه حس و حال خوبی دارم .... فکر میکنم از خوبیای ماه رجب هست ..
4- اون دعای دست نوشته خودمو امروز دادم همسر جان کپی گرفت تا شب که برا نماز میریم مسجد بدم به کسانی که دوست دارن بخونن
5- دیروز عصر با عمه کوچیکه که همسایه ایم عصرانه رفتیم بیرون و بعدم با هم رفتیم مسجد و شبم چون شوهر عمم نبود رفتم خونشون و تا نزدیکای صبح بیدار بودیم ( انگاری سالهاست همدیگرو ندیدیدم)
6-کادو همسر جانو گرفتم
7- بازم میخوام برم باشگاه
همین دیگه ... حرف برای گفتن زیاد دارم ..خیلی زیاد اما نمیدونم چرا نمیتونم بنویسم

بابت تاخیر طولانی معذرت میخوام .... و از همتون به خاطر تبریکاتون ممنونم .... راستش از شنبه پیش که از شهرستان برگشتم مدام یا مهمون داشتیم یا مهمونی بودیم و حسابی سرم شلوغ بوده ...هر وقتم فرصتی میشد بیام نت فقط میتونستم وبلاگ دوستا رو باز کنم و بخونم ....
تولدمو که خونه خودمون سه نفری برگزار کردیم اما خب مامان و مادر شوهرم کادو دادن ....
همسر جونم که انتخاب هدیه رو گذاشت به عهده خودم ....
البته گل و شیرنی و نهارو خودش تهیه کرد !!!!!!!
میگم حالا نوبت ما خانماس که فکر هدیه باشیم برای اقایون .... من که امسال برای تولدم(سالگرد عقدمون) یه خودکار خوشگل خریدم و برای 13 رجب هم یه فکر خوب دارم که اینجا نمیگم چون همسر جون میخونه ..
ماه رجب ماه مبارک و فرصت خوبیه ..امیدوارم هیچکدوم از ما این فرصتها رو از دست ندیم ....
سه چهار سال پیش دعای روزانه ماه رجب رو روی یه کاغذ برای همسر جون نوشتم که دیروز میگفت هر سال چند تایی ازش کپی میگیره و برای استفاده به همکاراش میده اونقدر ذوق کردم ... خوبه که این وسط یه ثواب کوچولو هم نصیب من میشه !
حالا اگر بشه تصویرشو اینجا میذارم ....
شهادت امام هادی(علیه السلام) رو به همه شیعیان تسلیت میگم......
فعلا بیشتر از این نمینویسم تا بتونم وبلاگاتونو بخونم ....
.... از دوشنبه پیش که اسباب کشی داشتیم تا دیروز کار داشتم و دیروزم هر کاری کردم مطلبمو نتونستم پست کنم .... اما به یاد تک تک شما بودم و دلم براتون تنگ شده بود ![]()
![]()
![]()
.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


