راز گل سرخ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....
انگار از روزی که اومدم اینجا تنبل تر شدم نمیدونم شایدم به خاطر دلتنگی و دوری از همسر جانه! از جمعه تا حالا! اومدم بگم براتون که رفتیم تو خونه خوشگل خودمون ..... البته کابینتا رو بعد چند روزی اوردن... اما روزی که اومدیم اینجا تفریبا همه کارا انجام شده بود .... شاید حالا حالاها برام سخت باشه زندگی تو اپارتمان ... اما خب مزیتهای ریادی هم داره! اپارتمان ما حیاط و باغچه هم داره . واین خودش نعمتیه ... تمام کارها رو من و همسر جان به تنهایی انجام دادیم و چقدر لذت بخش بود همراهیاش ... خب دیگه بیشتر از این نمیتونم بنویسم رفت و امد تو اتاق زیاد شد یه هو! دوستتون دارم .... دعا میکنم تا هر کسی تو خونه خودش نیست زودتر بتونه سقفی برای خودش داشته باشه ...
| Design By : Night Skin |

