راز گل سرخ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....
بعدا اضافه شد: صبح ساعت 9..... تلفن زنگ میخوره و با چشمای خابالو بدون نگاه کردن شماره تلفنو برمیدارم ..... صدا از بس شاد و خوشحال نمیشناسمش ..... بعد کمی مکث میگهههههههه خواهر کوچولوی نازنین من قبول شده ...رشته مورد علاقش .و..... تازه میفهمم کیه .......... خواهر وسطی! خواهر نازنینم پزشکی* سنندج قبول شده ... خدایا شکرت .. شکرت که جوابمو دادی این اولین حاجت ماه رمضونی من بود ......خدا شکر که جای دوری نیست و همین نزدیکاست ..... امیدوارم همه اونایی که کنکور دادن و زحمت کشیدن جوابشو بگیرن .....
خدای خوبم: در این لحظه ای سبز و معطر رمضانی برای همه خوبیهات شکرت میکنم .....
سلاممممممممممممم
ماه پر از برکت و رحمت رمضان رو تبریک میگم ...امیدوارم بتونیم بهره کافی رو از این ماه عزیز ببریم ....
فردا یا پس فردا نتایج کنکور رو میدن ...من از خواهرم بیشتر مضطربم و همین طور مینا جون! امیدوارم هر دوشون اونجایی که دوست دارن قبول شن ... ان شاالله .....
با وجود بی حالی و سرگیجه روزه گرفتم ..چون نمیتونم از حس خوب موقع افطار بگذرم ......
نتایج ازمایشم گرفتم و به قول دکترم قند و چربی و...... همه نرمال بود ...فقط کمی فقر آهن .... به قول مادر شوهرم از بس غذاهای این زمونه بی خاصیتن .... خلاصه یک عالمه قرص و امپول تقویتی !
این چند روزم که نبودم دختر نازنیم حسابی مریض بود .... از اون مریضای تابستونی ... طفلک حسابی ضعیف شده ! اما شیطونیاش سر جاشه ....
محتاج دعام خیلی زیاد ...برام دعا کنید موقع افطار و سحر...
اگه کامنت نمیذارم ببخشید ..سیستم مشکل پیدا کرده و کامنتم ثبت نمیشه .. اما همه وبلاگای خوشگلتونو میخونم ....
راستی! دستور اون پیراشکی توی این پست هستhttp://777rosesorkh.blogfa.com/post-66.aspx
امیدوارم درست کنید و لذتشو ببرین ....
آنگاه که کبوتر دلت به بام نیاز پر گشود یادم باش!
| Design By : Night Skin |


