راز گل سرخ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....
بابا امشب گفت توی دای عرفه همه رو یاد کرده.... دارم برای همسر جون کلاهم میبافم دیشب شام خونه عمه کوچیکه بودیم و همسر جون از اونجا رفت .... موبایلم شارژ نداشت جوابشو بدم با تلفن خونه عمه زنگ زدم گفت رسیده حالا چیییییی تلفنشون خراب بود و فقط صدا رو پخشه ... شوهر عمم کنار گوشی نشسته ووووو همش میگفتم ای خدا یه حرفی نزنه من خجالت بکشم .... خلاصه تا آخرین لحظش به خیر گذشت ================= وایییییییی چقدر دلم تنگ شده برات نازنینم ... چقدر دلم برای چای خوردنای دقیقه ایت تنگه ... چقدر دلم تنگه برا اینکه راه بری توی خونه و هی بگی چند ساله!!!!!!!!!! چایی نخوردم ..دم کنم یا دم میکنی؟ اینجام میگیا ... ولی تو خونه خودمون یه مزه دیگه میده .... مهربونم کارت پستالی که برای روز خانواده گرفتیو ۷ تا رز سرخ داره رو گذاشتم جلوی چشمم تا هر لحظه ببینمش .... میدونی دلم بیتابته؟ میدونی؟ اینجا که جای مامان و بابا حسابی خالیه .... جای تو که جای خود دارد!!!!!!!!!!!!!!دوشنبه اگه خدا بخواد میام کرمانشاه ..... میدونی چرا صدام عین خروسا شده و گاهیم اصلا در نمیاد به بغضی جلو راهشو گرفته ... بغض این کم دیدنات ..... قبل اینکه بیام اینجا گفتی نرو طاقت نمیاریم ... گفتم نخیررررررررر... اما دلم بیطاقته چه کنم؟ ======================= واییییییییییییییییی نکنه فکر کنید من خیلی لوس مسخره ام که اینا رو مینویسم ...حرف دلم بود توی این لحظه وگر نه که ساعت یک نصفه شب که وقت لوس بازی نیست
اما دیگه آخرش گفت دوستت دارم عزیزممممممم![]()
منم حساسسسسسسسسسس کلی خجالت زده شدم ..میبینید تو رو خدا این اخلاق منه دیگه ......خواهرم گفت هر چه قدر تلاش میکنید خودتونو بزنید به اون راه بازم نمیشه که ..... خب چه کنم من خجالت زده میشم .... ولی در گوشی بگما ..... کلی رو ابرا بودم اون لحظه ها![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


