تبليغاتX
Daisypath Anniversary tickers راز گل سرخ - صدای بارون و....


راز گل سرخ

به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....





















سلام

ممنونم از آرزوهای خوبتون .. بخشی از کار وام باقیمونده که فردا باید همسر جان پیگیری کنه ....

خدا بزرگه و خودش هر چی صلاح بدونه پیش میاره ..فردا هم 24 ماهه و ما 78 ماهه میشیم! یعنی میشه این 24 باز هم تو ذهن ما یه جور دیگه ثبت بشه ؟! خدا جون میدونم تو دل ما و دعاهامونو فراموش نمیکنی ....

برای ولنتاینم فعلا نمیگم چی کار کردم مزش میره خب ....

اینجا دو روزه مدامممممممم داره بارون میباره و گاهیم برف و عجیب نفس کشیدن تو این هوا میچسبه ...

انگار منم کلی از این هوا انرژی گرفتمو حسابی سر حال شدم .. این چند روزه همش دارم تنوع غذایی ایجاد میکنم و غذاهای تازه درست میکنم امشبم کوکوی بادمجون (با دستور سیندخت) رو درست کردم واقعا خوب شده بود .... همسر جان که از بادمجان بدش میاد میگفت همیشه همینطوری درست کن خوشمزس!

این کوکوی بادمجون!

راستی ستاره جان وبلاگت برام باز نمیشه اگر بشه نمیتونم کامنت بذارم برای همینم دستور ماست و پنیر رو اینجا میذارم :

برای ماست باید شیر بجوشه و بعد از اینکه چند تا جوش زد بذاریم سرد شه البته نه خیلی به حدی که انگشت گرماشو حس کنه! مایه ماست هم بهتره چکیده باشه و اگه ترشه کمی نمک یا یه ذره سرکه بهش اضافه کنی و خوب هم بزنی و بعد به شیر ولرم اضافه کنی و با این وسیله ها که دوغ درست میکنی خوب هم بزنی برای هر لیتر شیر 3 قاشق سوپ خوری ماست کافیه البته کم کم اندازش دستت میاد.... بعدم شیر رو که مایه زدی جای گرمی میذاری یا روشو با یه پارچه میپوشونی تا 4-5 ساعت و بعد روشو برمیداری و میذاری تو یخچال و تا 10 ساعت بعد هم بهش دست نمیزنی اصلا.... بعد اون ماست حاضره....

اما برای پنیر شیرو میجوشونی ... برای هر لیتر شیر یه فنجون ماست و یک قاشق غذاخوری سرکه سفیدو ا قاشق چای خوری نمک لازمه که اینا رو هم میزنی کامل... بعداین مایه رو به شیری که روی گاز در حال جوشیدنه اضافه میکنی و تند تند هم میزنی میبینی که اب و شیر از هم جدا میشن با یه کفگیر اون مایع سفیدو رو کم کم برمیداری البته شعله رو خاموش میکنی و داخل یه پارچه تمیز و نازک میریزی و توی یه آبکش میذاری و یه شی سنگین روش میذاری بعد 2 ساعت پنیرت حاضره ! باید اونو توی ابجوشیده سرد شده و نمک توی ظرف دردار نگهدار کنی ....

امیدوارم درست کنید و یاد ما هم باشین ...

==================================

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

ماهی گیر: مدت خیلی کم.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟

ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرم
توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.
اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یک عالمه قایق برای ماهی گیری داری.

ماهی گیر: خوب بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکو سیتی
بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...

ماهی گیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال

ماهی گیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی، این کار میلیون ها دلار برای عایدی داره.

ماهی گیر: میلیون ها دلار، خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی، یه کم ماهی گیری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 1:7 توسط خانومی| |


Design By : Night Skin