راز گل سرخ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....
صبح و ظهر و شب و روزگارتون بخیر ..خسته نباشید از کارای خونه و بیرون که اینروزا حسابی زیاد شدن ... چند روز پیش دستی به سر روی فریزر کشیدم و بعدم یه مربا هویج خوشگل درست کردم ...یک عالمه! تو سفره مکه مامان اینا که گذاشتیم همه از شکلش و مدلش خیلی خوششون اومده بود! فعلا سبزیهای فریزری رو نگرفتم ... امروزم میخواستم یه سری کتاب از توی کارتونا بیارم که خب همراه با اون رختخوابا رو هم ریختم بیرون (جای رختخوابمون بزرگه و کنارش کارتون کتاباس!) خوبه حداقل این یه کار انجام شد! البته البته البته ..امروز همسر جان عزیزم رفتن و دفترچه فراگیرو برام خریدن! منم حسابی ممنونشم که این کارو برام انجام داد.. خلاصه کهههههههههههه دانش پذیر میشویممممممممممم! دعام کنید ...دعا کنید که بعد این چند سال اراده درس خوندنو داشته باشم ....منتظر انرژیهای مثبت از طرف شما هستم ... کار فردامم معلوم شد ..دخمری تب کرده و گلوش حسابی ورم داره باید ببرمش دکتر! به هر حال ممکنه کمتر بیام ولی مطمئن باشید حتی اگه کامنتای منو نبینید دیگه ،افلاین میخونمتون ... ودوستون دارم ..... شمام هوای منو داشته باشید و دعام کنید .... چقدر این پست قاطی پاتی شدا.... پ ن همسرانه:تمام آینه ها نذر یاس لبخندت!
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


