راز گل سرخ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....
بازم سلام... سه باره هم سلام... اولیش برا دوستای گلم ... دومیش برا عزیز دلم... سومیش برا خودم که فکر نمیکردم حداقل تا این حد بتونم برنامه هامو پیش ببرم ... هر چند هنوزم اونی نیست که انتظار داشتم ولی خب........ روز دوشنبه بود که سارا ی عزیزم اس ام اس زد که بریم بیرون با هم ..خانوادگی ...منم خوشحال شدم و قبول کردم ..راستش تازگیا تند تند دلم براش تنگ میشه ... رفتیم طاق بستان! دخمر نازنین و همسرسارا هم بودن و خب ما هم سه نفره رفتیم . چقدرررررررررر اینبار به سارا نزدیکتر شدم و چقدر دوسش دارم ... این هفته تقربیا تمام روزها سر درد داشتم ..نمیدونم علتش چیه ولی اصلا هم میلی به دکتر رفتن ندارم! منم دیگه! فردا هم مادرشوهرم و پدر شوهرم میرن عمره و چون ۳ سال پیش تمتع رفتن خیلی بی سر و صدا دارن میرن ! ولی من دلم شلوغی میخواست! هر چند وقتشو نداشتما .... به هر حال لازمه که گاه گاهی سری به خونشون بزنیم که دو تا خواهرشوهرام تنها نباشن! ................. عزیز نازنین من .... برای این همه خوب بودنت ممنونم ... ..................... این حدیث همیشه برام با ارزش بوده :امام جواد علیه السلام:اعتماد به خدا بهای هر شئ گرانقیمت و نردبان هر کمالی است ....
| Design By : Night Skin |


