تبليغاتX
Daisypath Anniversary tickers راز گل سرخ - تو تمام دنیای منی!


راز گل سرخ

به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....





















این متنو چند ماه پیش تو دفتر نوشتم برا همسر جان! نشد که اینجا بنویسمش یعنی خب تلفن نبود و ماهم بی اینترنت!

هر چند خیلی فیلسوفانست و هر چند بعضی جمله هاش سبک و سنگینه! اما حرف دلم  بوده توی همون لحظه .... دلم میخواد اینجا هم ثبتش کنم:

عزیز من:

نگاهت افقی دارد با وسعت عشق و صدایت همچو آوای پرندگانی است که در بهار گوشها را مینوازد...

گرمای حضورت چون آفتابیست تابستانی که سرسبزی و طراوت را در وجودم میریزد...

در کنار تو بودن برای من سرشار از لحظه های رنگارنگیست چون برگهای پاییزی و تپش های قبلت چنان آرامشی رت در وجودم میریزد که حتی دیدن برفهای زمستانی با همه آـرامشش نیز به پایش نمیرسد ....

تو تمام  روز و ماه و سال من را پر کرده ای!و عشق تو چهار فصل وجودم را تسخیر کرده است....

چشمان تو دریای بیکرانه من است....

 دستانت دشتهای سرسبزیست که گلهای وجودم را پرورش میدهد و قامتت کوهی است برای تکیه کردن، برای صعود ،برای رسیدن به ابرها!

آغوشت تمام آسمان من است چه ابری باشم بارانی،چه هوایی صاف و لطیف!

میبینی نازنیم؟میبینی چطور دنیای من شده ای؟! میبینی که دنیای من چطور در تو خلاصه شده؟ دنیای من بمان که بی تو زندگی نتوانم کرد!....

*****************************

این روزها که بیشتر تو اداره و کمتر توی خونه ای بیشتر دلتنگت میشم مثل همون روزی که بعد از اینکه برگشتی گفتی دلتنگم بودی .. منم اینروزا بیشتر دلتنگ توام ....

هر چند دلم اینروزا پر تلاطمه .. هر چند .... اما دلیل نمیشه که عشقم کمتر شه.....

دوستت دارم مرد من!

لیلی زیر درخت انار نشست

درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ

گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزار تا دانه داشت.

دانه ها عاشق شدند،دانه ها توی انار جا نمی شدند.

انار کوچک بود،دانه ها تر کیدند.انار ترک بر داشت.

خون انار روی دست لیلی چکید.

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.

خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.

کافی است انار دلت ترک بخورد

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:35 توسط خانومی| |


Design By : Night Skin