راز گل سرخ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام...وبه پرواز کبوتر از ذهن.... واژه ای در قفس است.....
میگم از بس چند روز تند تند اپ کرده بودم سوژم تموم شده بود! الانم باید برم نهارمو اماده کنم !خورشت قیمه بعدم میخوام شیرینی بپزونم چند تا متن انگلیسم هست که باید ترجمشونو بیابم ..خیلی خوبه کمک میکنه که یه چیزایی یاد بگیرم ... باید با مرکزی که قبلا کلاس تربیت مربی میرفتم هم تماس بگیرمو ببینم ثبت نام ترم بهار کی هست ... دو تا کلاس در هفته چیزی نیست ...خدا کمک کنه میتونم با دخترم برم وای چند تا جعبه کادویی درست کردم ..بد نشدن .... میدونید چجوری با کارتون یه سری وسایلی که باید دور ریخته میشدن .. جعبه مودمی که تازگیا خریدیم و جعبه ای که یه قاب عکس توش بود .... دلم نیومد ازشون بگذرم ... بازم باید کتاب سفارش بدم ..اینجا که نیست ..رفتار با کودکان ...خیلی نیاز دارم ! همه کودکان* تیز هوشند*اگر ...رو دارم میخونم ...خیلی کمکم میکنه .... و واقعا هم دخترم عین مسیری که توی کتاب گفته رفتارش تغییر میکنه ..سعی میکنم بازیها و اسباب بازیایی که پیشنهاد داده رو براش تهیه کنم .... میخوام یه چیزایی بنویسم مثل همیشه موقع بهار ..اگر نتیجه گرفتم اینجا هم مینویسمشون .... وای چند تا برنامه! خدایا کمک کن ..اینروزا خیلی بهت احتیاج دارم ... پ ن: ما خیلی اهل دیدن فیلم نیستیم ..اما دیشب که با زور و زحمت دخترمو خوابوندم و بعد با یه خیال راحت نشستیم با همسر جون فیلم ببینیم البته در کنار چای و تخمه! یهو برق رفت ! ما هم نشستیم تو تاریکی تخمه خوردیمو و حرف زدیم .... برق اومد! پ ن۲:وقتی تازه من و همسری نامزد شده بودیم یه دفتر داشتم که کسی ندیده بودش اونو به همسریی نشون دارم و اونم چند جاییش یه چیزایی نوشت ... خیلیاش عشقولانه بود اما این یکی خیلی جالب و ادبی بود: و واعظ شٍیب* بر بُنا گوش و تو از حرص بی عقل و هوش،چندین بشیر و نذیر بر تو آمد ،اعتبار نگرفتی و با منادیان حق طنازیها نمودی،باش تا اجل معهود دامن امل* *نا محدود بگیرد،و چراغ حیات به وزش باد ممات فرو میرد و این ترکیب مزخرف**** از اتنصاب استقامت بگردد.... *واعظ شیب بر بنا گوش: همون موهای سفیدی که کنار گوش ظاهر میشن ا** ارزوهای تمام نشدنی ***مزخرف : به شیشه های میگفتن که خیلی قشنگ و اراسته و تزیین شده بودن ! پ ن۳: خوبه ها !این که همسر جون اینجا رو میخونه ....دو شب پیش رفتیم بیرون و بعد خودش پیشنهاد داد که شامو بیرون بخوریم ..خیلی چسبید! پ ن ۴: عارفه جون نگفتی حدست چیه ...کدوم شهرم؟برام بگو تو خصوصیا! پ ن ۵: این پ ن ها برا خودشون یه پستی بودا!
![]()
بعدم باید برم باشگاه ....
بعدم چند تا کتاب گذاشتم کنار که بخونم .... چند روز پیشم کتاب هشت کتاب سهراب رو خریدم .... البته یه کتاب دیگشو داشتم ولی خب این کامله .... چند تا تخم مرغم هست باید یه طرحی براشون بریزم ..البته از این تخم مرغای پلاستیکی ...کار باهاشون راحتتره ....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


